ناگهان پرده برانداخته اي يعني چهمست از خانه برون تاخته اي يعني چه شاه خوباني و منظور گدايان شده ايقـدر اين مرتبه نشناخته اي يعني چه زلف در دست صبـا گوش به فرمان رقيباين چنين با همه در ساخته اي يعني چه نه سر زلف خود اول تو به دستم داديبازم از پـاي در انداخته اي يعني چه سخنت رمـز دهان گفت و كمر سر ميانوز ميان تيغ به مــــــــا آخته اي يعني چه هر كس از مهره مهر تو بنقشي مشغولعاقبت با همه كج باخته اي
برچسب: خاقانی,
نویسنده: ساحل کمالی
تاريخ: پنجشنبه
9 شهريور
1396 ساعت: 5:39